الإمام زين العابدين ( ع )
9
الصحيفة السجادية الكاملة
با اينكه از بلاد وخانواده هاى مختلفي بودند . فرزدق شاعر ، موفق شد در قصيدهء دلنشين معروفش اين حقيقت را ثبت كند . بايد بدانيم اعتماد مردم به امام زين العابدين ( عليه السلام ) ، تنها از ناحيهء آگاهى هاى مذهبي وخصائل روانى اش نبود ، بلكه أو را رهبر خود وملجأ وپناه در همهء مشكلات ومسائل زندگى مى ديدند ، به نزد أو مى شتافتند تا همچون پدران طاهرينش به مسائل آنها رسيدگى فرمايد . از اين رو وقتي عبد الملك خليفهء أموي با پادشاه روم درگيرى پيدا كرد ، وپادشاه روم از نياز آن روز مسلمانان بهره بردارى كرده أو را تهديد كردند كه نقدينههاى آنان را براي تحقير مسلمانان از كشور روم وارد كند ودر مقابل آن ، هر قراردادى كه خواست با آنها ببندد ، در اينجا عبد الملك متحير وبيچاره شد . عرصهء زمين بر أو تنگ آمد ، با خود گفت : گمان مى كنم من بدترين فرزندى باشم كه در اسلام متولد شده است ، لذا مسلمانان را دعوت به گردهمايى كرد وبا آنها به مشورت پرداخت . هيچ كدام نظري كه بتواند آن را به كار بندد ، اظهار نكردند ، در آنجا مردم به أو گفتند : تو خود مى دانى راه فرار از اين مشكل به دست چه شخص است . فرياد برداشت واي بر شما چه كسى اين كار از أو ساخته ست ؟ گفتند : بازماندهء أهل بيت پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) گفت : راست گفتيد : وهمينطور هم بود أو براي رفع اين مشكل به امام زين العابدين ( عليه السلام ) پناهنده شد . امام ( عليه السلام ) فرزند خود محمد بن علي الباقر را به شام گسيل داشت ، وتعليمات لازم را به أو داد . در آنجا امام باقر طرحى نو ، براي تنظيم پول مسلمانان ارائه داد وكشور اسلامي را از موقعيت استعمارى